ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمهء مصحح 23

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )

مرحوم فروغى در انتقاد از منتخبات نظم و نثر دورهء قاجار با اعتراف بفضل ميرزا مهدى خان ، در نكوهش وى و متهم ساختن او به نداشتن ذوق سليم چنين آرد : « اين بنده يك كتاب در اين فن نديده‌ام كه مؤلف و نويسندهء آن را بتوان سخن‌شناس گفت و بنابراين به هيچ‌يك از تذكره‌هاى مذكور اعتمادى نيست ، و از شعر گذشته نثر خوب هم همين حال دارد ، يا قدرى مشكل‌تر است ، و اگر چنين نبود منشآت مرحوم ميرزا مهدى خان نادرى ( كذا ) را در عصر و زمان ما طبع نمىكردند كه براى مترسّلين سرمشق باشد ، بلكه خود آن مرحوم اختيار اين سبك انشاء نمىنمود ، و شما مىدانيد كه ميرزا مهدى خان مرحوم از اجلّهء فضلا بود ، و مرد كم و كوچكى نيست ، و عجب آنكه بعد از نوشتن درّهء نادرى ( كذا ) كه تاريخ نادر شاه است ، به او گفت اين كتاب شما با جلالت قدر زياده از حد مشكل است و غير از فحول ادبا و متبحّرين احدى از عهدهء فهم آن بر نمىآيد ، ميرزا مهدى خان خواست كار را آسان كند ، تاريخ جهانگشاى نادرى را نوشت و اگر شما همت كنيد و از تشبيهات ( تشبيبات ؟ ) كه در اوّل هر سال از سنوات تاريخى آن كتاب نگاشته سطرى چند بخوانيد ، مىدانيد آن مرد فاضل چطور از راه اصلى دور افتاده ، و اگر اهميت وقايع سلطنت نادر شاه نبود حالا ديگر نه كسى اسم درّهء ميرزا مهدى خان را مىبرد و نه از جهانگشاى او حرفى به ميان مىآمد . . . » « 1 » و نيز چنين نويسد : « عرض مىكنم كتاب درّهء نادرى ( ! ) را ميرزا مهدى خان بتقليد كتاب وصاف تأليف اديب عبد اللّه شيرازى كه در تاريخ مغول است نوشته و در اصل كه خود وصاف باشد حرف مىرود » . ولى اگر بگوييم اينان دربارهء مؤلّف و كتاب او تا اندازه‌اى بىانصافى كرده‌اند ، و ميرزا مهدى خان و درّهء نادره استحقاق اين‌همه بىلطفى و معاملهء خصمانه را از جانب فضلاى عصر ما ندارند بى جا نيست ، چنان كه گفتيم تنها مشكل بودن نثر درّه نيست كه ميرزا مهدى خان را آماج طعن ساخته است ، گمان مىكنم عامل غير مستقيم كه شايد بيشتر خوانندگان هم متوجّه آن نيستند ، خاطرهء بدى است كه بعض

--> ( 1 ) - مقدمهء رسالهء علم بديع تاليف مرحوم فروغى طبع 1342